من یک دخترم با عاشقانه های غریبانه ام...
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 23:14
سلام مجدد ودوباره خدمت دل محترم خودم.... من ی دخترم...ی دخترم با احساسات دخترونه...با عاشقانه های دخترونه....چن ماه دیگه 22سالم میشه اما....اما ی کوله بار غم وغصه همراه دارم....هعییییییییییی..... میخام اینجا بنویسم برای خودم برای تسکین دل داغونم که از دست روزگار ونامردیاش خیلی بدجور شکسته شده.... شا...
سکانس اول;غرور نا به جا....
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 23:14
سکانس اول....... همونجوری که توی پست قبلم گفتم دختری خوشحال وخوشگذرون بودم....بازیگوش وشیطون....بچه زرنگ کلاس .....خلاصه دنیایی داشتیم براخودمون....قهرودعوا تو کار من نبود... اوج ناراحتیم5دقیقه بود وبعد اون قیامت فرامیرسید وآشتی وروبوسی..... دنیای جذابی بود...هرچی بود همش غم وغصه درس ونمره وعروسک بو...
سکانس دوم....عشق آتیشین
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 23:14
سکانس دوم....... بعد ازرفتن نیما داغون شدم.....اما خب این نابودی شاید 5ماه یا6ماه بیشترطول نکشید.....چون من فقط دوسش داشتم و عاشقش نشده بودم......اگه عاشقش شده بودم که الان وضعم افتضاح بود.....دیگه نیما تبدیل شد به خاطرات ودرس عبرت من که بیشتربه خودم بیام.....اما خب خیلی تنهاشده بودم بعد رفتن اون......
سکانس سوم.....بیچاره شدم.....
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 23:14
سکانس سوم....بیچاره شدم..... اینقد شکوفه به من پیام زد که من کلافه شدم....مرتب پیامای آرش رو که به شکوفه داده بود برام فروارد میکرد..... دلم خون بود....پیامای اون رو که میخوندم ومیدیم که چقد آرش قربون صدقه شکوفه میره والتماسش میکنه وهمش بد منو پشت سرم به شکوفه میگم دلم خون میشد ولی من هم چنان عاشق آ...
سکانس چهارم...اعلام نتایج کنکور وبازگشت آرش
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 23:14
سکانس چهارم......پیام اشتباهی من به آرش وشروع مجدد رابطه ما... چن روز قبل از اعلام نتایج بودکه داشتم بادوستم حرف میزدم که اشتباهی دستم رفت وبه آرش پیام دادم....به جای این که به دوستم پیام بدم.... اولش ی ذره ناگفته نماند خوشحال شدم....گفتم شانس واقبال....یاآرش جواب میده یاهم نه.... چن روز مرتب سرمیزد...
سکانس پنجم
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 23:14
سکانس پنجم...... بعد ازدعوای شدیدی که بین من وآرش رخ داد...آرش رفت ومن تنها موندم...خیلی ازدستش عصبی بودم...چون احساس میکردم بهم دروغ گفته...دوباره داره درحقم خیانت میکنه.... روزای بدی بود...دلتنگ میشدم واون نبود...ازطرفی ازدستش کلافه شده بودم ازطرفی هم دوسش داشتم ونمیتونستم قیدشو بزنم.... خیلی سخت ...
دلتنگم وبا هیچ کسم میل سخن نیست....
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 23:14
سلام دوباره.... امروز هم مثه روزای قبل به بدی سپری شد ومن همچنان چشم به راه شنیدن خبری از آرش هستم...اما اون...... سریال عاشقانه مادوتا 5سکانسش کلیک خورده ولی هنوز ته این سریال مشخص نیست ونمیدونم آخرین قسمتش کی خواهد بود.... نقش اول سریال عاشقونه قلبم آرش هست ولی هیچ خبری ازش نیست که نیست..... هرچی ...